|
تمام نظام های حکومتی در جهان برای خود خطوط قرمزی دارند که عبور از آنها برابر با مجازات های شدید و بدون ملاحظه است. غالب مردم دنیا نیز با این خطوط قرمز آشنایند و معمولاً بدون اکراه آنها را می پذیرند. اما در نظام جمهوری اسلامی ایران، علاوه بر خطوط قرمز شناخته شده نظیر تجزیه طلبی، ایجاد شورش و ناامنی، جاسوسی برای بیگانگان، توهین به ادیان و تفرقه افکنی قومی، خطوط قرمز دیگری هم وجود دارد که برای اکثریت مردم قابل فهم نیست. گر چه به مصلحت یا به ضرورت گردن می نهند ولی قلباً با واضعان این خطوط هم داستان نیستند. نمایش سازهای ایرانی از صفحه تلویزیون و پخش صدای زن، دو از مورد خطوط قرمز خاص نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که در هیچ کشور دیگری تعریف نشده اند!! بحث بر سر این موضوع البته تازگی ندارد و بسیار فرسایشی هم شده است. از بس چرا و چرا کردیم یادمان رفت بپرسیم این محدودیت ها از کی و چگونه به شکل فعلی درآمدند؟ مبنای آنها چه بوده است و آیا دلایل پیدایش آنها همچنان موجودند یا از بین رفته اند و یا تغییر شکل داده اند؟ پرسش هایی از این دست، ذهن توده مردم و به وِیژه فرهیختگان عرصه فرهنگ و هنر را به خود مشغول کرده است که براستی چرا نمی شود ساز ایرانی را از تلویزیون نشان داد؟ یا صدای زن چه مشکلاتی برای کشور می تواند داشته باشد که اینگونه مته به خشخاش می گذارند؟
استاد حسین دهلوی که این روزها از بابت اجرای اپرای کودکانه "مانی و مانا" نا امید شده است، می گوید "اولین صدایی که کودک پس از تولد می شنود، صدای یک زن است. چرا بعداً نمی شود صدای زن را به گوش کودک رساند؟" در واقع صحبت استاد ناظر بر حضور آن بعد عاطفی زن در جامعه می باشد، همانطور که هنگام تولد برای فرزندش چنین است. اما مخالفان خوانندگی زنان، رویکردی متفاوت به قضیه دارند. از نظر آنها صدای زن نوعی فحشاست و دیگر هیچ. اینجاست که کار سخت می شود و به اصطلاح بیخ پیدا می کند. چگونه می توان از چیزی دفاع کرد که متهم به فحشاست؟ مصاحبه خانم الهه با آن سينگلتون
الهه يكي از مهم ترين خوانندگان تاريخ موسيقي ايران است. او با صداي خود بسياري از آوازهاي سنتي، پاپ، جاز و استاندارد را به شهرت رسانده است. صداي او آنقدر دلنواز بود كه داوود پيرنيا، بنيانگزار و مدير برنامه "گلها" در راديو ايران الهه را براي مديريت اين برنامه انتخاب نمود. صداي او بيش از هر خواننده ديگري در برنامه "گلها" پخش شده است.
آن سينگلتون: با چنين گذشته اي لطفا بفرماييد كه چه شد كه با مجاهدين خلق مرتبط گرديديد؟ الهه: مدت هاي زيادي بود كه من ديگر امكان خواندن براي مردم ايران را نداشتم. يكي از راههايي كه من مي توانستم به خوانندگي ادامه بدهم پيوستن به تبعيدياني بود كه در سواحل غربي امريكا مقيم شده بودند ولي اختلافات في مابين آنها بقدري زياد و از طرفي بي ربط و خرده ريز بود كه من علاقه اي به پيوستن به هيچ يك از اين گروهها پيدا نكردم. در سال هزار و نهصد و نود و چهار برخي به من مراجعه كرده و خود را بعنوان "ايرانياني روشنفكر" در اروپا معرفي نمودند كه مي خواهند كنسرتي ترتيب داده و از اين طريق از يك طرف مخالفت خود با رژيم آخوند ها را بيان كنند و از طرف ديگر همبستگي خود با مردم داخل ايران و مبارزاتشان براي آزادي و دموكراسي را نشان بدهند. آنها گفتند كه از مجاهدين خلق هم حمايت مي كنند. البته من قبلا نام مجاهدين را شنيده بودم ولي چيز زيادي از آنها نمي دانستم. اين افراد آنها را بصورتي به من معرفي كردند كه انگار اين ها براي آزادي مي جنگند. آنها من را به اجراي برنامه در كنسرت دعوت كردند. احساس من هميشه اين بود كه صداي من ،بخاطر اين كه از طريق شنوندگان برنامه "گلها" معروف شده است، پس متعلق به مردم است و من بايد آن را به هر طريقي كه شده به آنها برگردانم. مجاهدين وسيله اي بودند كه مي توانست چنين راهي را باز كند. البته من تنها نبودم و خوانندگان مشهور ديگري هم بودند كه توافق كردند تا در اين كنسرت ها شركت كنند. بقیه مصاحبه در ادامه مطلب: در هفتهاي كه گذشت موسيقي زنان رونق دوبارهاي گرفت و دو كنسرت در تهران برپا شد. يك كنسرت هم قرار است اوايل شهريور برگزار شود. اين نشان ميدهد كه زنان با وجود سختگيريهاي فراوان، هنوز عرصه را خالي نكردهاند و پابهپاي مردان فعال در موسيقي كلاسيك، سنتي و پاپ پيش ميروند.
كنسرت سيمينغانم در تهران يكي از اين رويدادهاي موسيقي زنان در هفته گذشته بود. اين نخستين اجراي كنسرت با خوانندگي سيمين غانم در تهران بود كه با همراهي پيانو، دف و ويولن در تالار وحدت براي زنان علاقهمند به موسيقي اجرا شد. در اين اجرا زيبا جواهري (نوازنده پيانو)، سارا حمدي (نوازنده دف) و آزاده شمس ( نوازنده ويولن)، سيمين غانم را همراهي و 11 قطعه از قطعات قديمي غانم، از جمله گل گلدون من، بوي گل، ستاره با چشمكاش و... را اجرا كردند. بقیه در ادامه مطلب: آخرین عناوین وبلاگ (15 مطلب آخر)
|
|



آن سينگلتون: ممكن است خلاصه اي از زندگي خود بعنوان يك خواننده را بيان بفرماييد؟